سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
462
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
يكسره كند . ( 1 ) خطيب در تاريخ خود مىگويد : موسى ( ع ) از زندان نامهاى به هارون نوشت مبنى بر اين كه هيچ روزى از روزهاى گرفتارى من هرگز به پايان نمىرسد مگر آن كه روزى از روزهاى خوش تو پايان مىگيرد تا اين كه به روزى مىانجاميم كه آن روز را پايانى نيست ! و در آن روز است كه تبهكاران زيان مىبينند . ( 2 ) دربارهء عمر آن حضرت چند قول است : 1 - پنجاه و پنج سال . 2 - پنجاه و چهار سال . 3 - پنجاه و هفت سال . 4 - پنجاه و هشت سال ، 5 - شصت سال . و پيكر او را در قبرستان قريش دفن كردند و قبرش مشهور و زيارتگاه است . و به قولى در سال صد و هشتاد و سه از دنيا رفت . ( 3 ) فرزندان موسى بن جعفر عليهما السلام سيرهنويسان مىگويند : وى بيست پسر و بيست دختر داشت : امام على بن موسى ، زيد ، همين زيد بود كه بر ضد مأمون قيام كرد ولى مأمون بر او پيروز شد و او را دستگير كرد و نزد برادرش على بن موسى الرّضا ( ع ) فرستاد و برادرش او را ملامت كرد و سخنانى بين آنها رد و بدل شد ، قاضى معافى در كتاب « الجليس و الأنيس » اين داستان را نوشته ، مىگويد : على بن موسى به وى گفت : « واى بر تو ، اى زيد مگر تو رسول خدا ( ص ) را قبول ندارى اين همه خون ريختى و راهها را ناامن كردى و اموال را از راه نامشروع گرفتى ، سخن نادانان اهل كوفه تو را مغرور كرد و فرمودهء رسول خدا ( ص ) كه حضرت فاطمه ( ع ) چون عفّت ورزيد ، خداوند آتش را بر ذرّيهء او حرام كرد ، نه به خدا سوگند اين مخصوص فرزندان بلا فصل او حسن و حسين تنهاست نه من و تو ، و آنها به اين مقام نرسيدند مگر با اطاعت خدا بنا بر اين اگر بخواهى با معصيت خدا به مقامى برسى كه آنها به اطاعت خدا به آنجا رسيدهاند پس تو در نزد خدا از آنها گرامىترى ! » . ابراهيم ، عقيل ، هارون ، حسن ، عبد اللّه ، عبيد اللّه ، اسماعيل ، عمر ، احمد ، جعفر ، يحيى ، اسحاق ، عبّاس ، حمزه ، عبد الرّحمن ، قاسم ، جعفر اصغر ، و به قولى محمد ، خديجه ، ام فروه ، اسماء ، عليّه ، فاطمه كبرى ، صغرى ، فاطمه وسطى و فاطمه ديگرى - بنا بر اين فاطمهها چهار تن بودند - ، ام كلثوم ، آمنه ، زينب ، ام عبد اللّه ، زينب صغرا ،